اینم عکس علی(ملقب به as68 و m.tis ) قبل و بعد از باز کردن سیم هاش تقدیم به همه ی
کسانی که علی رو دوست دارن :
اینم عکس علی(ملقب به as68 و m.tis ) قبل و بعد از باز کردن سیم هاش تقدیم به همه ی
کسانی که علی رو دوست دارن :
مرگ انتظار است
عشق یکبار است
جدایی دشوار است
ولی نفس کشیدن بدون
دوست خوب مهال است
دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون
بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و
بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد
كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد
ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو
رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند
تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش
حرف آخر :تا می تونی عاشق باش و عاشق زندگی
کن ............همین
یک شعله ی شکسته
یک شمع رو به بادم
خسته از زمونه فریاد گریه دارم
شده فضای سینه
سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم دل به کسی ندادم

سلام من از این به بعد می خوام به جای سلام حرفام رو با یه شعر عشقولانه شروکنم پس:
دوستت دارم تا آنگه که خاک گور
دستان گرمت را از من جدا کند
با تو خواهم ماند ،تا همیشه ،.....،تا همیشه
من نمی خواستم به این زودی آپ کنم ولی من توی یه مجله داستان زیبایی رو دیدم که بدم
نمی یومد اون رو توی وبم بنویسم خلاصه:
می گویند در زمانهای قدیم وقتی هنوز انسان ها متولد نشده بودند ،فظالین و تباهی ها دور هم
جمع شده بودند کسل تر از همیشه ،یک دفعه اسالت فریاد زد بیایید بازی غایم باشک بکنیم.
همه از این ایده استقبال کردند ناگهان دیوانگی فریاد زد :من چشم می گذارم از آنجا که هیچ
کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند دیوانگی سرش را بر روی درختی
نهاد و شروع کرد به شمردن:1-2-3-4-... هر کدام از فضایل و تباهی ها یک جای غایم
شدند به غیر از عشق .
عشق همچنان مردد بود و جایی را بری مخفی شدن پیدا نمی کرد ،دیوانگی به شمارش آخر
رسیده بود96-97-98-.... ناگهان عشق پرید و در پشت بوته ی گل رز مخفی شد دیوانگی
همه را یک به یک پیدا کرد به جز عشق را.
حسادت آمد کنار گوش دیوانگی گفت :تو باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته ی گل رز
است ،دیوانگی شاخه ی چنگک داری را برداشت و با شدت درون بوته ی گل رز فرو
برد دوباره و سه باره تا اینکه با صدایی متوقف شد ،عشق با دستهای که روی چشم هایش
نهاده بود بیرون آمد او کور شده بود دیوانگی فریاد زد خدای من،من چه کردم .
-چگونه می توانم تو را درمان کنم ؟
-عشق پاسخ داد تو نمیتوانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی از این پس
راهنمای من باش .
حرف آخر: این چنین شد که از آن روز عشق همواره کور و
دیوانگی به دنبال اوست![]()
عشق آن نیست که دل به 100 نفر بندیم
عشق آن است که 100 دل به یک نفر بندیم
|
Ghole yakh |
عشق=علاقه شدید قلبی
سلام
نمی دوونم برا چی اسم وبلاگم رو گذاشتم گل یخ ،
اصلا نمیدوونم چرا اسم خودم روگذاشتم عاشق
بالاخره از این حرفا بگذریم ،من امروز رفتم کافی نت که تصمیم گرفتم یه وبلاگ بسازم تا توی اون :
- چند تایی عکس (عشقوولانه)
-
- تا میتونم بنویسم( البته عشقوولانه)
راستی از هرچی گفتم به جز اسمم ، اسم مصتعارم عاشق ولی اسم اصلیم میلاد
می خوام حرفام رو با یه شعر که باید اول می نوشتم ولی ناچارا آخر می نویسم تموووووووم
کنم:
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
پرده از اسرار عالم باز شد
عشق یعنی عاشق مولا شدن
قطره بودن از علی دریا شد
انشاء الله همیشه عاشق باشی